یکشنبه، آبان ۱۱، ۱۳۹۳

خورشید لیژ

میدونی به نظرم عجیبه که وقتی آدم دلش میگیره به نظر میاد که خورشید خیلی کم رنگ شده، مخصوصا بعد از ظهرها! فکر کنم بد نیست یه تحقیقی در مورد رنگ خورشید تو بعد از ظهر روزهای دلگیر انجام بشه!

اما اگه تو شاد باشی و من خیالم از بابت رنگ خورشید تو لیژ راحت باشه همه چی پررنگ تر میشه! موندم که برات اینو بنویسم: برای خوشبختیت همه کار میکنم...

یکشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۳

درد تو درد منه

تحمل دوریت سخت نیست تو همه جا بامنی تو خونه تو دانشگاه تو ماشین. هرجا موی تو هست هرجا ظرافت هایی که به کار بردی اثرشون هست. توی حرفام، تکیه کلامای تو و لفظهای محبت آمیزت. توی رفتارام، همه چیزهایی که بهم یاد دادی. تو همه جا با منی. توی اتاق خواب چه اون کاغذی که روش نوشتی باشه یا نباشه تو همه جا با منی
تحمل دوریت سخته اما وقتی میدونم که سردت میشه، وقتی میفهمم گردنت گرفته و من کاری از دستم برنمیاد، وقتی میدونم رفت و آمدت سخته، وقتی میدونم خونت راحت نیست تحمل دوریت سخت میشه
سخته که دور باشی و من نگرانت باشم. دوست دارم قوی باشی اما همه درداتو به من بگی زود. دوست دارم اگه تو سختی میکشی منم نگران باشم. کاش بشه همه دردات نگرانی بشه برای من و تو رها باشی، سبک، شاد...