یکشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۷
شطحیات مدرن
من صدای نکره ی لطفی رو دوست دارم: هر شب ستاره ای به زمین میکشند و باز این آسمان غمزده پر ز ستاره هاست...باید چراغها رو خاموش کنین تا رد دود سیگار دیده بشه، تلویزیون رو روشن بذارین البته میوتش کنین، اولش مستقیم میره بالا بعد چند تا گردابه و آخرش آشوبناک میشه(این آخری مصوب فرهنگستانه ها) ترکیب چایی دارچین و نبات بینظیره خوب شد قندم تموم شد اگر نه قفسه ها رو نمیگشتم که دری ز رحمت گشوده بشه... طعم دارچین منو یاده ۲۸ صفر میندازه و شله زرد و دختر موبلند همسایه ... سیگار ضرر داره مثله نوشابه، پیشترها روی چلو زرده ی تخم مرغ میریختن هنوز یادمه مزش، اونم ضرر داره عوضش سیر مفیده ولی نمیدونم چرا هیچ خاطره ای از سیر خوردن ندارم. اما یادمه یه بار مریض بودم مادرم برام شلغم درست کرد، هنوزم یادش میافتم حالم بد میشه شلغم هم مفیده، خیلی خوبه که استقرا (برونیابی؟) همیشه درست نیست...باهام بداخلاقی نکن جرمگیریه دندونا هم زود به زودش ضرر داره دیر به دیرش لازمه! من ژست سیگار کشیدن آل پاچینو رو دوست دارم و هومن طلاکوب و جعفر امجد، خودم افتضاحم تمرینم کمه... لطفی داره یه ملودی میزنه میگن عارف بعد مرگ سگش ساخته: ژیان هاف هافو شو
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بد کاری چو من یکدم نکوکاری کند
man emtehaan kardam doodesh injoori nabood!!
ارسال یک نظر