جمعه، آذر ۱۲، ۱۳۸۹

اینو برات میخونم امشب

دیشب دکتر خواجه پور برام کنسرتو ویولون بتهوون رو گذاشت گفت این یه قطعه ی عاشقانه ی عمیقه. دوستت دارم اینا مبتذله!
تو نظرت چیه من هنوز هم فکر میکنم گاهی زیباترین عاشقانه ها ساده ترین هاشون هستن...


بیا بیا که نوشم جامی
ستانم از دهانت کامی
طره ی تو بوسه باران سازم
گه جان یابم گه جان بازم...

۲ نظر:

Mim گفت...

چقدر این روزا روزای شلوغی بود و هست. همیشه ی زندگی سرمون شلوغ است. و وسط این شلوغی ها آرمیدن خیلی حس خوبی است.

فردا کادوی تولدم به خودم را میگیرم :) جای تو هم خالی است. هر چند خیلی حس خوبی داشتم که این کنسرت را ... تو میدونی، بگذریم.

امشب دلکش برام همایون خوند و من قدری آروم ترم. اوه حدس بزن الان پریسا چی داره میخونه؟ ماه من ...شاه من.

گردنم درد میکنه. بیشتر یادگار امتحان دکتراست. از صبح تا عصر سر جلسه امتحان و شبش دیگه حرکت نمیکرد. سر یار درد میکنه ... :(

بلاگم باز نشد امشب. این سبد را میذارم اینجا تا در باز شه بیام ببرمش.

alireza گفت...

زندگی درد و تلاشه و شلوغی نه؟ خوبه گاهی درا بسته باشه که سبدتو بزاری اینجا که توشو محبت پر کنم، علاج درد گردنه