دوشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۸

دزدیِ ادبی

دیر اومدم
در نیمه باز
نشان بار عام سلطان

ظاهر آشفته من
مسواک! و دستی به موی نافرمان
امیدوار و مردد

زود رفتی
در بسته
ختم بار عام



امروز همه ی وجودم اشتیاق بود. بردبار بودم اما، چند روزیه مشق میکنم رسم عاشقهای اون زمونه رو، غلطی اگر کردیم باز، عفو فرمای که عجز است نه نافرمانی


چه خوب میکنی که نگاهم نمیکنی!‌ که یکی گوشه ی چشمت از همه صد نگاه دیگر گرانتر آید مرا! اما من

دزدیده
نگاهت می‌کنم از دور
با هزار نیرنگ
به هزار رنگ درمی‌آیم
باد می‌شوم
گونه‌هایت را می‌دزدم
موهایت را می‌دزدم

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست كسي كه تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي.

ناشناس گفت...

Will Durant says that before describing the morals of the laity it may be pointed out that by nature man is polygamous. Only strict moral restrictions, an adequate amount of hard work and poverty, and a continuous vigilance of the wife can compel him to maintain monogamy.

laity:عوام الناس
monogamy:تک همسری
polygamy:معنیشو استنباط کن از بالا

vigilance: alertly watchful especially to avoid danger

compel: to cause to do or occur by overwhelming pressure...

alireza گفت...

نظری ندارم استاد جز اینکه اخلاق بزرگان شاید داستان دیگه ای باشه

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
alireza گفت...

این کامنتها زیادی خشن بودن برای اینجا

ناشناس گفت...

کمی پرنده گر باشی در آسمان دل هستی

ناشناس گفت...

Do you mean that, the comments were too HONEST to be published here or they were simply brutal?

alireza گفت...

more than being honest they were looking just pretentious, I see no brilliance in a pessimistic fact(?) which has been written so harsh!
moshkel az affiliatione nevisandeye un bloge nemitunam bishtar tozih bedam:)

یه ناشناس دیگه گفت...

خوب حالش و گرفتی!