دوشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۹۶

بیست و پنج و شش تیر

یکشنبه بیست و پنجم تیر

امروز ۹ ماهت شد. قدت ۷۸ سانت شده و فکر کنم یازده کیلو و نیم وزنته. کم کم دردسرهای دور بودن از نرم رو حس میکنی. ما هم البته حس میکنیم! امروز صبح حدود دو متر چهاردست و پا رفتی اما شب انگار یادت رفت میخواستی بری یه زانوت رو بالا نگه میداشتی

امروز بابا یه کم سرما خورده بود و سعی میکرد ازت دوری کنه. با یه صدای هوم صدامون میکنی وقتی حواسمون نیست. خیار بهم تعارف کردی و موهام رو کشیدی. رابطه مون داره عمیق میشه

امروز با مامان بزرگ رفتی استخر جلسه جبرانی داشتی کپلم چون هفته بعد زنجان هستیم. میگن پرانرژی هستی اونجا و خوش اخلاق. امیدوارم مثل بابا خجالتی نشی تو نوجوونی خیلی اذیت میشی. فکر کنم نمیشی!
این هفته مریم میرزاخانی مرد. تو ۴۰ سالگی خیلی زود بود و ناگهانی. دوست دارم با عبدالسلام مقایسه اش کنم باید مقایسه جالبی باشه. کاش میموند اندازه سلام...

و دوشنبه بیست و ششم

امروز اومدیم زنجان تو راه بیشتر خوابیدی. با وجود من و تو جا برای مادرت کمه تو ماشین و اگه تو توی صندلی خودت نشینی مریم اذیت میشه. رعایت کن پسرم! واقعیت اینه که اگر صندلی تورو پشت راننده میذاشتیم و با فرض رانندگی من جا برای پای تو نبود. حالا که اونور گذاشتیم جا برای مریم نیست! من هم که در هر صورت پشت جا نمیشم که مریم رانندگی کنه... شاید نه به این زودی اما بالاخره با مشکلات دوری از نُرم به هر صورت آشنا میشی. دنیا برای اندازه های متوسط جای راحت تریه اساسا!

بابا گلوش ناراحته سیگار هم نمیتونه بکشه مث زهرمار میشه تو گلوم. اما نگرانیم تویی الان نکنه سرما بخوری گلم تا حالا مریض نشدی مثکه سیستم ایمنیت به مامانت رفته اون کم سرما میخوره. امیدوارم اینطور باشه. بابا گلبول های سفیدش کمه و ظاهرا انحراف بینی هم داره. کلا بابا داغونه J حالا من مریضم و تو یکی دوروزه با محبت شدی دوست داری بغلم کنی؟ منم حسرت. همینجوری بمون پسرم. سرما نخوری... کلا امروز تو کار ابراز محبت بودی. مامان رو بغل میکردی و مارال دختر بامزه همسایه رو هم چند بار بغل کردی


دیروز برادر رییس جمهور روحانی رو دستگیر کردن و امروز ظاهرا وثیقه گذاشتن اومده بیرون. روحانی رو راحت نمیذارن اینا...

هیچ نظری موجود نیست: